روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
105
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
شاخهاى از دريا ( كه همانا شاخ زرين باشد ) در خشكى پيش رفته و پرا را از قسطنطنيه جدا مىكند . پهناى اين خليج بسيار اندك و از يك ميل كمتر است و ثلث فرسخ مىشود . اين خليج بندرگاه هر دو شهر نامبرده است و به نظر من در سراسر جهان امنترين و زيباترين لنگرگاه بشمار ميرود . گذشته ازينكه اين خليج از بادهايى كه از هر چهار جهت بوزد محفوظ است ، كشتيهائى كه در آن لنگر مياندازند نيز از حملهء كشتيهاى دشمن مصونند ، زيرا كه كشتيهاى دشمن به هيچ روى قادر نيستند كه در آن خليج نفوذ كنند . البته اين امر موقعى ميسر ميگردد كه مردم هر دو شهر قسطنطنيه و پرا در دفاع يكدل باشند . آب درين قسمت صاف است و عميق چنان كه بزرگترين كشتيهاى نيروى دريايى حتى كشتىهاى بزرگ جنگى به نزديك حصار شهر مىتوانند بيايند و با انداختن يك تخته از عرشهء كشتى به ساحل ممكن است پياده شد ، چنان كه پندارى قايقى است كه باراندازى مىكند نه كشتى بزرگ . در سمت مقابل قسطنطنيه ( در آنسوى به سفر ) سرزمين تركان قرار دارد . مرز تركان بسيار نزديك است . از آنروى كه در برابر شهر در آنطرف درياى ( مرمره ) دشتى است بنام اسكوتارى . بسيارى از كشتىهاى كوچك روزانه از قسطنطنيه و پرا به اسكوتارى ميروند . ( شاخ زرين كه هماكنون آن را توصيف كرديم ) نيم فرسخ عرض دارد و بدينگونه پرا را از قسطنطنيه جدا مىكند . شهر پرا ابتدا به اين طريق به تصرف مردم ژن درآمد * . مردم ژن موافقت كردند كه با يكى از امپراطوران قسطنطنيه داخل معاملهاى شوند و قطعه زمينى بمحيط يك پوست گاو كه به صورت نوارى بريده باشند بخرند . به مجرد آنكه شهر را ساختند دو ديوار بر گرد آن ساختند و محال اطراف شهر را هم در داخل ديوار محصور كردند . اين عمل با زور و بدون رضايت امپراطور صورت گرفت . پرا هنوز هم از آن امپراطورست و سكهء او منحصرا در آن رواج دارد و سراسر شهر در حوزهء قضايى اوست . مردم ژن اين شهر را پرا ميخوانند و يونانيان گالاتا . قبل از آمدن